غلامعلى صفايى

406

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

ذكر مىگردد مىكند . نقل شده است كه اين قسم در لغت طيّىء يا أزد شنوءه - يكى از طوائف بيست‌گانهء قبيلهء بزرگ أزد است كه در تهامه ساكن بوده‌اند - و يا اين لغت در قبيله بلحارث بن كعب - كه در اصل بنى الحارث بن كعب است - مىباشد و اين قبيله‌اى است كه در يمن زندگى مىكرده‌اند و تعداد زيادى از آنان توسط ذو نواس پادشاه يمن در آتش انداخته شدند و در قرآن در سورهء البروج از آنان به مؤمنين تعبير شده و از لشكر ذو نواس به اصحاب اخدود ياد شده است . و منه الحديث النبوى : و از همين قبيل است اين حديث نبوى : « يتعاقبون فيكم ملائكة بالليل و ملائكة بالنهار » « 1 » شاهد : در واو « يتعاقبون » است كه علامت مذكر بودن فاعل فعل يعنى « ملائكة » مىباشد . كه از ذوى العقول است . معناى حديث : « و پياپى بر شما مىآيند ملائكه در شب و ملائكه در روز » . و هي حرف عند سيبويه : دربارهء نوع اين واو بين علماى نحو اختلاف شده و دراين‌باره دو نظريه است : 1 - حرف است كه دلالت مىكند بر جمع مذكر بودن مسند اليه فعل همانطور كه تاء تأنيث كه حرف است در مثل « قالت » دلالت مىكند بر مؤنث مفرد بودن فاعل فعل ، اين قول سيبويه مىباشد . 2 - اسم است و فاعل فعل بوده و ضمير مذكر متصل غايب مىباشد و آن اسمى كه بعد از آن مىآيد و در قول اوّل توهم شده كه فاعل است و اين واو دلالت بر فاعليت آن مىكند ، گروهى از قائلين نظريه دوم مىگويند : واو ضمير فاعلى و آن اسم بدل از واو ضمير فاعلى است ، و برخى ديگر مىگويند : آن اسم مبتدا بوده و جمله قبل از آن خبر است . و قد تستعمل : در آغاز بيان شد كه اين واو علامت جمع مذكر بودن فاعل عاقل بعد است ، لكن گاهى براى علامت بودن جمع مذكر فاعل غيرعاقل در زمانى

--> ( 1 ) - الموطّأ : 1 / 170 .